دختري كه تنهاست و ميترسد از بعد بي تو

يه بغض يه آه يه درد و سكوت..................

انقدر پرسه ميزنم اي كوچه را تاباور كني گمشده اين حواليم

چه آسان پايان ميگيرد تمام بودنها.......

[ سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393 ] [ 0:50 ] [ مهسا ]

[ ]

كمي خستگي در كن لعنتي

زندگي انگار تمام صبرش را بخشيده است به من !!!
هرچه من صبورذ ميكنم او با بي صبري تمام هول ميزند براي ضربه بعد......كمي خستگي در كن لعنتي

[ یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1393 ] [ 10:6 ] [ مهسا ]

[ ]

...بزن به سلامتي حرفاي دلمون....

بزن بسلامتي حرفاي دلت كه به كسي نگفتي....
بزن بسلامتي اينكه كوه درد بودي ولي دم نزدي....

بزن بسلامتي تنهاييات ولي تنهايي رو دوست نداشتي...
بزن بسلامتي ارزوهايي كه نتونستي لمسشون كني...

بزن بسلامتي عشقي كه طالعش به اسمت نبود ولي هنوز هم دوسش داري..
بزن بسلامتي شبايي كه گريه كردي ولي  نميدونستي براي چي....

بزن بسلامتي دوست و ادمهايي كه از پشت خنجر زدن...

نگاه ميكنم به انتهاي شيشه و اخرين پيكم ولي....هنوز حرف دارم

[ شنبه بیستم اردیبهشت 1393 ] [ 0:6 ] [ مهسا ]

[ ]

ميدوني عشقم....

عاشق روزهايي هستم كه خوشحال ميبينمتحتي اگر نفهمم چرا

[ پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393 ] [ 0:57 ] [ مهسا ]

[ ]

صبر كن ادم برفي....

تو تازه متولد شده اي براي تمام شدن زود است!!خوش بحالت كسي هست كه تورا با محبت گرم كند،تورا در حضورش ذوب كند ..

من اما.... ذوب ميشوم نه از گرمايي نه با محبتي.بلکه فقط از سرماي آدميان......

[ چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393 ] [ 15:32 ] [ مهسا ]

[ ]

هوس كردم

هوسه قهوه كردم...

هوسه ديدنش...

هوسه شنيدن صداي خنده هاش...

هوسه بوي تنش...

هوس كردم عين قبل بغلم كنه..هوسه بوسيدنش...

هوسه گذاشتن سرم رو شونه هاي مردونش

ديوووووونه دلم برات تنگ شده ميفهمي؟

چطور طاقت بيارم بي انصاف....

[ چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393 ] [ 0:25 ] [ مهسا ]

[ ]

فراموشيمان مبارك

بي تابم نميشوي....


      بيقراري نميكنم.....


                  فراموشيمان مبارك

[ سه شنبه نهم اردیبهشت 1393 ] [ 0:21 ] [ مهسا ]

[ ]

تا ميتوانم زندگي ميكنم....

ماهي سياه كوچولو به خودش گفت.:

مرگ خيلي اسان ميتواند الان به سراغ من بيايد

اما من تا ميتوانم زنگي ميكنم...

نبايد به پيشواز مرگ بروم

البته اگر يك وقت ناچار با مرگ روبرو شدم كه مي شوم "مهم نيست...

مهم اين است كه زندگي يا مرگ من چه اثري در زندگي ديگران دارد پس تا ميتوانم زندگي ميكنم....

[ شنبه ششم اردیبهشت 1393 ] [ 10:37 ] [ مهسا ]

[ ]

سخت است ببازي تمام احساس پاكت را و هنوزنفهميده باشي اصلا دوستت داشت؟ِ!

[ پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393 ] [ 14:28 ] [ مهسا ]

[ ]

تنهام گذاشتو رفت....

من  دختر هستم و تو مرد...

 اما

نگران نباش به كسي نخواهم گفت كه در پس مشكلات و دردهايي  كه تو برايم ساختي  تحمل كردم 

 در پس نامردي و نامهربانيهايي كه ديدم و دم نزدم

در پس بي معرفتي هايي كه ديدمو معرفت به خرج دادم 

من مردتر از تو بودم........

[ پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393 ] [ 14:19 ] [ مهسا ]

[ ]

سال 93پيشاپيش مبارك...

سلام   دوستاي خوبم اميدوارم حالتون خوب باشه! پيشاپيش سال جديدو بهتون تبريك ميگم ايشالا سال خوبي براتون باشه بدون غم  وغصه و ناراحتي و به همه ارزوهاتون برسين البته خدا رويادتون نره هاااا كه باوجود خدا به همه چي ميرسين  دعا كنين تو سال جديد مريضا شفاشونو از خدا بگيرن مخصوصا سرطانيا و ام اسيا خدايا همه مريضارو شفا بده آمين....!

[ یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392 ] [ 23:19 ] [ مهسا ]

[ ]

خدايااااا كمك  كن صاحب آرزويي نباشيم  كه شيريني تعبيرش واسه يكي ديگه باشه!!ِ

[ پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392 ] [ 23:54 ] [ مهسا ]

[ ]

من تنها خدايم را دوست دارم....

خدايا...
خواستم بگويم تنهايم اما نگاه خندانت مرا شرمگين كرد ...چه كسي بهتر از تو

[ پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392 ] [ 23:49 ] [ مهسا ]

[ ]

فقط او.......

نوازشگر خوبي نبودي......

سفيد شد تاره مويي كه قسم خوردي با دنيا عوضش نميكني........

[ جمعه نهم اسفند 1392 ] [ 2:20 ] [ مهسا ]

[ ]

بر انچه گذشت

انچه شكست

انچه نشد

انچه ريخت 

حسرت نخور زندگي اگر اسان بود با گريه اغاز نميشد

[ شنبه سوم اسفند 1392 ] [ 15:10 ] [ مهسا ]

[ ]

گاهي نبايد ناز كشيد.انتظار كشيد. آه كشيد .درد كشيد.فرياد كشيد ........تنها بايد دست كشيد و رفت.....

[ جمعه دوم اسفند 1392 ] [ 2:0 ] [ مهسا ]

[ ]

خوبي كردن به بعضيا مثل اب دادن به گل مصنوعيه ....زياد زحمت نكش!ِ!طرف رگ وريشه نداره....

روزهايت را براي كسي بسوزان كه بداني هر لحظه نبودنت اورا ميسوزاند

[ پنجشنبه دهم بهمن 1392 ] [ 16:3 ] [ مهسا ]

[ ]

اموخته ام كه وابسته نبايد شد....

نه به هيچ كس و نه به هيچ رابطه اي .....

و اين لعنتي  نشدني ترين كاري بود كه اموخته ام

[ پنجشنبه دهم بهمن 1392 ] [ 15:57 ] [ مهسا ]

[ ]

درد دارد درگير كسي باشي كه در گير تو نيس

كينه هايم را فراموش كرده ام
عشقهايم را
دشمنانم را بخشوده ام
و....
 دوست تازه اي بر نميگزينم.......

[ دوشنبه هفتم بهمن 1392 ] [ 16:23 ] [ مهسا ]

[ ]

دوست داشتم كسي جايي منتظرم باشد!!

من اگه خدا بودم يه بار ديگه تموم بنده هام رو ميشمردم ببينم كه يه وقت يكيشون تنها نمونده باشه و هواي 2نفره هارو اونقد به رخ تك نفره ها نمكشيدم...

تو در مورد دلتنگي واقعي چيزي نميدوني چون اين تنها زماني اتفاق مي افتد كه كسي را بيشتر از خودت دوست داشته باشي !من اورا دوست داشتم

هيچ چيز لذت بخشتر از اين نيست كه يك نفر احساست رو بفهمه بدون اينكه مجبورش كني....

تنهايي چيزهاي زيادي به انسان مي اوزد اما.....تو نرو... بگذار من نادان بمانم

[ دوشنبه هفتم بهمن 1392 ] [ 16:9 ] [ مهسا ]

[ ]